سيد علاء الدين محمد گلستانه
298
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و در اين كلام شريف ، اشاره به سه چيز واقع شده : يكى ، قبحِ معصيت و مخالفت الهى و بدىِ حال و زيانكارى اصحاب معاصى . ديگر ، انقطاع و زوال دنيا و خوارى و بىقدرى آن در برابر لذّتها و نعمتها كه خداى تعالى از براى بندگان خاصّ « 1 » و دوستان خود ، مهيّا فرموده . ديگر ، علوّ شأن و رفعت قدر جنّت كه جلوهگاه عطاياى الهى و مائدهء كرامت و لذّات نامتناهى است . و در هر يك از اين معانى ، احاديث بسيار وارد « 2 » شده و در اين مقام ، به قليلى اكتفا مىشود . [ زشتى معصيت الهى ] امّا قبح معصيت ، پس روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : هر گاه بنده گناهى مىكند ، در دل او نقطهء سياهى پيدا مىشود . پس اگر توبه كرد ، بر طرف مىشود و اگر معصيت را بيشتر كرد ، بيشتر مىشود تا وقتى كه دل را فرو گرفت ، ديگر هرگز رستگار نمىشود . « 3 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : هيچ رگى در بدن آدمى نمىجهد و هيچ مصيبتى و مرضى و دردِ سرى « 4 » عارض نمىشود ، مگر به سبب معصيتى ، چنانچه در كلام خود فرموده كه : « وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ » ؛ « 5 » يعنى : هر مصيبتى كه به شما برسد ، به سبب گناهانى است كه به دست آوردهايد و خداى تعالى ، از بسيارى از آنها عفو مىفرمايد . « 6 » و از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : خداى - عزَّ و جلَّ - به يكى از انبيا عليهم السلام وحى فرمود كه : هر گاه بندهاى اطاعتِ من مىكند ، راضى مىشوم و وقتى كه راضى شدم ، بركت مىدهم و بركت مرا نهايتى نيست ، و وقتى كه عصيان من كند ، غضب مىكنم و وقتى كه غضب كنم ، لعنت مىكنم و لعنت من تا به فرزند هفتمين مىرسد . « 7 » و ابن بابويه رحمه الله در امالى ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه از آباى كرام [ خود ] عليهم السلام روايت مىفرمود كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : بنده ، صد سال از براى يك گناه از گناهان خود « 8 » در صحراى قيامت يا غير آن ، محبوس مىماند و ارواحِ برادران خود را مىبيند كه در
--> ( 1 ) . ب : « خواص » . ( 2 ) . ب : « واقع » . ( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 273 ، ح 20 . ( 4 ) . الف : - « و دردِ سرى » . ( 5 ) . سورهء شورا ، آيهء 30 . ( 6 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 269 ، ح 3 . ( 7 ) . همان ، ص 275 ، ح 26 . ( 8 ) . الف : - « خود » .